ورشکستگی آبی؛ ایران در آستانه فروپاشی سرزمینی

اسفندیار جعفری، کارشناس رسمی دادگستری در رشته مهندسی آب، در یادداشتی با هشدار نسبت به وضعیت منابع آبی کشور تأکید میکند آنچه ایران با آن روبهرو است نه «بحران آب» بلکه «ورشکستگی آبی» است؛ نتیجه چهار دهه مدیریت رانتی، سیاسی و بیپشتوانه علمی که آینده سرزمین را به خطر انداخته است.
به گزارش خبرنگار زاینده رود پایدار، سالهاست درباره بحران آب حرف میزنیم. سالهاست مردم مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی ایران گریه میکنند و مسئولان گزارش میدهند؛ اما حقیقت تلختر از آن است که در قالب یک «بحران» توضیح داده شود.
آنچه امروز در اصفهان، یزد، چهارمحالوبختیاری، خوزستان، کرمان، سمنان، فارس و دهها نقطه دیگر کشور میبینیم مرگ یک سرزمین است؛ مرگی که بارها هشدار داده شد، بارها فریاد زده شد، اما کسی نخواست آن را بشنود.
مسبب این فاجعه کیست؟
خشکسالی؟
تغییر اقلیم؟
کمبارشی؟
اینها سهمی دارند، اما مسبب اصلی کسانی بودند که ۴ دهه مدیریت آب کشور را به یک میدان رانت، بیعلمی، رشوه، امضاهای طلایی، فشارهای استانی و تصمیمهای پشتپرده تبدیل کردند.
مسبب اصلی کسانی بودند که:
• اجازه دادند حدود ۹۰۰ هزار حلقه چاه در دشتهای ایران حفر شود،
• چشم بستند بر اینکه ۳۷۰ هزار حلقه از این چاهها غیرمجاز و بلای جان سفرههای زیرزمینیاند،
• قانونی تصویب کردند که عملاً چاههای غیرمجاز را رسمیت بخشید و تیر خلاص را به آبخوانها زد،
• تب سدسازی بیمنطق را از دهه ۷۰ آغاز کردند و گردش طبیعی آب کشور را مختل کردند،
• اجازه دادند حوضههای آبریز را تکهتکه و سیاسی کنند،
• و سالها با شعار، آمارسازی، وعدههای توخالی و پروژههای نمایشی مردم را سرگرم کردند.
علت اصلی بحران فراگیر آب و محیط زیست در کشور، هدفگذاری خودکفایی در تولیدات کشاورزی و دستیابی به تراز مثبت تجاری این بخش است. اگر بیحسابوکتاب مجوز چاه داده شد، اگر صدها سد در گوشه و کنار کشور ساخته شد، اگر سطح کشت از ۸ میلیون هکتار به ۱۶ میلیون هکتار رسید، برای نیل به همین هدف بوده است.
تا زمانی که سرلوحه برنامههای بالادستی، رسیدن به خودکفایی کشاورزی بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک باشد، هیچ اقدام اصلاحی تحولی ایجاد نمیکند.
مشکل ما کمبود آب نبود؛ کمبود صداقت، شجاعت و دانش بود.
آبخوانها که فروریختند،
رودخانهها که خشک شدند،
چشمهها که مُردند،
قناتها که دفن شدند،
کشاورزها که درمانده شدند،
و مردم که ناامید شدند،
هیچکدام «ناگهانی» اتفاق نیفتاد.
اینها نتیجه سالها نادیدهگرفتن علم و نشاندن سیاست، رابطه، سفارش و منافع شخصی بر جای آن بود.
کشور را به این نقطه رساندند، و هنوز هم میگویند «بحران»؟
نه!
این دیگر بحران نیست؛ ورشکستگی آبی است.
ورشکستگی یعنی وقتی سفره زیرزمینی میمیرد، بازگشت ندارد. یعنی حتی اگر بارندگی ده برابر شود، سفرهها دیگر زنده نمیشوند. یعنی ما آینده را مصرف کردهایم و چیزی برای نسل بعد باقی نمانده است.
اما بزرگترین درد کجاست؟
اینکه همه میدانند راهحل چیست، اما هیچکس جرأت اجرا ندارد.
چرا؟
چون اجرای راهحلها یعنی:
• مقابله با مافیای آب،
• محدودیت کشتهای آببَر،
• جابهجایی صنایع آبخور،
• شفافسازی دادهها،
• پایاندادن به سهمخواهیها،
• برخورد با مدیرانی که با امضاهایشان سفرهها را خالی کردند،
• و واقعیکردن اقتصاد آب.
اینها تصمیمهایی با هزینه سیاسی سنگیناند و سالهاست که این هزینه پرداخت نشده؛ و امروز مردم تاوان آن را میدهند.
راه نجات وجود دارد، اما زمان در حال تمام شدن است.
ما هنوز میتوانیم سرزمینمان را نجات دهیم اگر:
• مدیریت آب غیرسیاسی و غیرصوری شود،
• مدیریت حوضهای واقعی جایگزین تصمیمهای سلیقهای شود،
• الگوی کشت انقلابی اصلاح شود،
• برداشتها تا حد تحمل آبخوان کاهش یابد،
• صنایع آببر به سواحل جنوبی منتقل شوند،
• نگاه «تقسیم آب» جای خود را به نگاه «حفاظت از آب» بدهد.
اما اگر امروز حرکت نکنیم، فردا حرکتی باقی نمیماند.
این فقط یک هشدار نیست؛ یک التماس است.
من تمام عمرم را در عرصه آب این کشور گذراندهام. دشتها را دیدهام که چگونه از نفس افتادند. چاهها را دیدهام که چگونه خشک شدند. نشست زمین را زیر پایم حس کردهام.
سالها هشدار دادم؛ حتی تاوانهایی هم دادم.
اما امروز میگویم: اگر امروز نجنبیـــم، فردا دیگر نوبت ما نیست؛ نوبت فروپاشی است.
ایران، مادر ماست؛ و مادر دارد زیر پایمان فرومیریزد.
اسفندیار جعفری
کارشناس رسمی دادگستری، رشته مهندسی آب
برچسب ها :ایران ، بحران آب ، فرونشست زمین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰